![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ رو تقدیم می کنم به کسی که میدونه چقدر دوستش دارم |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 12:6 توسط کویر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم شهریور 1384ساعت 13:10 توسط کویر |
|
|
رازقی پرپر شد باغ در چله نشست تا به خاک افتادیم کمر عشق شکست ما نشستیم و تماشا کردیم دلم میخواد گریه کنم برای قتل عام گل برای مرگ رازقی دلم میخواد گریه کنم برای نابودی عشق واسه زمان عاشقی وقتی که قلبا و گلا شکسته و پرپر شدند وقتی که باغچه های عشق سوختن و خاکستر شدند منو تو از گل کاغذی باغچه می کاشتیم توی خاک با خشتهای مقوایی خونه می ساختیم روی اب وقتی که ما تو جشن شب ستاره بارون میشدیم وقتی که پشت سنگر سایه ها پنهون میشدیم از نوک بال کفترا خون پریدن می چکید صدای بیداری عشق رو خاک شب پر میکشید از پشت دیئار های شهر انگار صدای پا مییاد اواز خون دربه در انگار یه هم صدا می خواد سیاهی رفتنیه خورشید دوباره در میاد دوباره باغچه های گل ازعاشقا خبر میده خونه خالی خونه غمگین خونه صوتو کوره بی تو رنگ خوشبختی عزیزم دیگه از من دوره بی تو اما سایه تو پیداست مرگ گرفته کوچه هارو می شنوم صدای ابرو می گه اونکه رفته اینجاست تو با شب رفتی و با شب می یای از دیار غربت توی قلب من میمونی پر غرورو پر جسارت حالا دست من تنها شعر دستاتو میخونه حس خوب با توبودن توی رگام میمونه شمالی گفتی و شعر یادم اومد مثل شیرین که بود فرهادم اومد بلند گفتم اهای مردم چه سادند یه باری رو دوش فریادم اومد همه چیزا که یادم رفته بودن همش چشم بسته از سر یادم اومد خزر با ماهی ها و گیله مرداش زناو بچه هاو پیره مرداش با اون گوش ماهی های رنگ و وارنگش همه ریزو درشتاو بلنداش کمک کن تا خرابارو بسازیم برای ساختنش جون منم روش همه دنیا فدای تاری از روش
کوهو میزارم رودوشم رخت هر جنگ رو می پوشم موجو از دریا میگیرم شیره سنگ رو میدوشم میارم ماهو توخونه میگیرم بادونشونه همه خاک زمینو میشمورم دونه با دونه اگه چشمات بگن اره هیچ کدوم کاری نداره دنیارو کولم میگیرم روزی صد دفه میمیرم ستاره هارو جلوی چشمات میگیرم چشمات حرمت زمینه یه قشنگ نازنینه اگه میخوای نزاری تورو ببینم چشم ماهو در میارم عکس چشمتو میگیرم جای چشم اون میزارم افتابو برش میدارم واسه چشمات در میزارم از چشمات اینه میسازم با خودم برات میارم
مدیریت راز کویر گل رز
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 11:5 توسط کویر |
|
|
با کمال تاسف در گذشت نا بهنگام
را به همه جامعه ی کامپیوتر الکترونیک ورزشی تسلیت عرض مینماییم و شادی روحش را طلب می کنیمبرای شادی روحش فاتحه ای ختم کنید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384ساعت 14:13 توسط کویر |
|
|
اولش فکر نمی کردم که چغدر دلم گنده باشه یا دلم گول چشای مشکی شوخورده باشه اما نا گذشته دیدن دل من دیوونه تر شد به تو گفتمو دل از قصه من با خبر شد اخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن می دونم دوسم نداری مثل روزای گذشته من خودم خودم خوندم تو چشمات یه کسی اینو نوشته می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من می دونم واست یکی شد بودنو نبودن من اما روح منیه دریاست پر عزم جز تلاطم صاحلش تویو موجاش خنجرای حرف مردم سلام به تمام عاشقای دنیا یه روز یه نفر بهم گفت فراق یار شیرینه باید دوریث کشید باید سختی کشید تا بعد اون برات شیرین باشه تازه شیرین تر از همه اینه که کسی که دوستش داری تورو دوست نداره وباز هم شیرین تره وقتی که کسی که دوستش داری بهت خنجر بزنه ولی باز هم به یه چیز اعتراف می کنم هنوز به حدی نرسیدم که بفهمم عشق یعنی چی ولی اینو بگم اونقدر توی راه عشق زجر کشیدم که مثل یه برگ زرد از درخت افتادم ولی اینو بگم که اگه بین تو و کسی که دوستش داری فاصله بیفته باز هم توی دل هم هستید و یه چیزی رو می دونم وقتی یه نفر رو دوست می داری هرچند شخص ازت متنفرباشه باز هم ته قلبش بر میگرده ولی یه اختار اگه کسی رو دوست میداری باید صادق بود چون اساس عشق صادق بودن نه وحشی بودن می دونید چه چیزی زیباست اره یاد حرفای قشنگ زمان دوست وقتی یه نفر رو دوست داشته باشه اگه برای اولین بار اگه بخواهی بهش بگی دوستت دارم میمیری تا این حرف رو بزنی ولی وقتی گفتی دیگه نه دیگه گفتی دوستش داری دیگه نمی تونی دل بکنی و نون و ابت می شه فلانی دوست دارم چرا چرا چرا معنای عشق بر گشته چرا هوای وصف دوست دارشتن توی دورو زمونه ما گرون شده یا اصلاکم پیدا واقعا چرا خوشحال می شم نظر بدید داستانهای عشقی خودتون رو برای ما بفرستید تا توی وبلگ ثبت بشه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384ساعت 13:58 توسط کویر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت 9:50 توسط کویر |
|
|
یه خاطره ی رسمی برای یه دوست خوب بهترین لحظات زندگی اوقاتی هستند که احساس می کنیمعشق را به دیگران منتقل میکنیم خدا عشق است ....دین عشق است....عظیم ترین نیروی حیاط عشق است در حقیقت عشق عمیقترین فلسفه ی زندگی است در جستجوی من به دنبال ((او))و ((او)) است می جدید عشق برتر از ذهن است والا ترین و قدرتمند ترین قانون زندگی عشق است اگر عشق نداشته باشید قادر به انجام هیچ کاری نخواهید بود مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد نقش پرنغمه که زد راه به جایی دارد عالم از ناله عشاق مبادا خالی که خوش اهنگ و خرم بخش هوایی دارد اشک خونین نبودم را به طبیبان گفتند درد عشق است جگر سوزدوایی دارد یک نصیحت : عشق را سر سری نگیر زخم عشق هیچ وقت خوب بشو نیست و دردش جاودان است پس خوب فکر کنید بعد عاشق بشو این یه خاطره بود از طرف دوست خوبم شایان |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 16:27 توسط کویر |
|
|
|